| نظر شما در مورد قالب جدید سایت؟ |


مقارن ظهر دیروز (شنبه) صداي مهيبی در تهران شنيده شد، اين صدا ناشی از انفجاری بود كه خارج از شهر تهران و در يكی از پادگانهاي غرب استان رخ داد.
به گزارش «تابناک» نماینده مردم شهریار با اشاره به شنیده شدن صدای انفجار مهیب در حوالی تهران گفت: این انفجار در حوالی روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد رخ داده است.
حسین گروسی، نماینده مردم شهریار در مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با فارس با اشاره به شنیده شدن صدای انفجار مهیب در حوالی تهران گفت: این انفجار در حوالی روستای بیدگنه از توابع شهرستان ملارد رخ داده است.
نماینده شهریار در مجلس تأکید کرد: این انفجار احتمالا در انبار مهمات پادگان رخ داده، ولی بررسیها در این زمینه ادامه دارد و این موضوع قطعی نیست.
بقیه در ادامه مطلب...
وطن امروز : برادرم تصاوير بزک کرده من در کنار همسرم که در سالن زيبايی و کافه سنتی لعنتی برداشته بوديم را روي چند سايت اينترنتی ديده است.
همه مقدمات مجلس عروسی خود را تدارک ديده بوديم و من به همراه نامزدم به يک سالن زيبايی مراجعه کرديم تا براي روز عروسی وقت بگيریم. مدير سالن که زن بود از لحظهاي که با هم روبهرو شديم زيرچشمي مرا زير نظر داشت و وقتي با تعجب پرسيدم مشکلی پيش آمده گفت: تو در رخت سفيد عروسی خيلی زيبا خواهی شد و... . با شنيدن تعريف و تمجيدهاي اين خانم غرور خاصی پيدا کرده بود و البته تمام دختران جوان در آن حال و هوا غرور پيدا ميکنند.
زن جوان افزود: آن روز مدير سالن گفت اگر اجازه بدهم، میخواهد چند تصوير از من بگيرد و تا مدتی به عنوان الگو در سالن خود که محلی کاملا زنانه است، نشان مشتريانش بدهد. نميدانم با کدام عقل، من و شوهرم «اميد» پيشنهادش را پذيرفتيم و روزي که قرار بود مجلس عروسيمان برگزار شود از صبح به سالن رفتيم. مدير سالن زيبايي مرا آرايش خاصي کرد و سپس به يک کافه سنتي رفتيم و چند عکس گرفتند و مقداري فيلمبرداري از ما کردند. آن موقع نميفهميدم مرتکب چه اشتباهي شدهام. چون به قول معروف سر هر دوي ما داغ بود. ولي حالا پس از گذشت 7 ماه برادرم تصاوير بزک کرده من در کنار همسرم که در سالن زيبايي و کافه سنتي لعنتي برداشته بوديم را روي چند سايت اينترنتی ديده است و مدير آرايشگاه از اين تصاوير براي تبليغات کار خود استفاده کرده است.
ما بلافاصله موضوع را پيگيري و اعلام شکايت کرديم. اميدوارم زوجهاي جوان حواس خود را جمع کنند و هيچوقت از حد تعادل خارج نشوند تا چنين مشکلاتی به وجود نيايد. درباره اين ماجرا نظر رئيسپليس نظارت بر اماکن عمومي خراسانرضوی را جويا شديم. سرهنگ پاسدار مصطفی احمدي گفت: متهمان اين پرونده دستگير شدند و تحقيقات در اين باره ادامه دارد.
یک مرد ایرلندی پس از چند ماه تلاش برای نجات همسر خود متوجه خیانت وی شد.
این مرد ایرلندی چندین ماه پیش متوجه شد که همسر و فرزندانش ربوده شدهاند و ربایندگان وی را تهدید کردند در صورتی که پول مورد درخواست آنان را ندهد، همسر و فرزندانش کشته خواهند شد.
بر اساس این گزارش، این مرد ایرلندی در پی دریافت این تهدید از سوی ربایندگان تلاش کرد ۷۵ هزار دلاری را که از وی خواسته شده بود تهیه کند، اگرچه این مسئله چندین ماه به طول انجامید، اما وی موفق شد این پول را تهیه کند تا همسر و فرزندانش در امان بمانند و کشته نشوند.
این در حالی است که زمانی که وی متوجه شد پلیس فرد رباینده را یافته و برای دیدن وی رفت، متوجه شد که فرد رباینده به همراه همسر وی در حال خوردن شام در یک رستوران دستگیر شدهاند!!
به این ترتیب این مرد ایرلندی دریافت که تمام این کارها نقشهای از سوی همسرش بوده تا این مبلغ را از وی بگیرد.




وطن امروز: دختر هلندی قربانی نقشه شوم مادر حسودش شد و به قتل رسید.
این زن اروپایی دوست نداشت شوهرش تنها دخترشان را بیشتر از او دوست داشته باشد.
هفتم ژوئن 2011 میلادی (17 خردادماه سالجاری) پلیس آمستردام در جریان یک جنایت عجیب قرار گرفت که ابتدا به نظر میرسید دختر 14 ساله خودکشی کرده است چرا که درها و قفلهای ورودی سالم بودند و هیچ به همریختگی یا شکستگیای در اثاثیه منزل وجود نداشت و مهمتر اینکه سرقت نیز در خانه صورت نگرفته بود.
بقیه در ادامه مطلب...
این صحنه باورنکردنی زمانی رخ داد که در خانه ویلایی باز ماند و سگ گرگی با دیدن پسر جوان که در جستوجوی کار به تهران آمده بود به سمت وی حملهور شد.
شرق: پرونده سه مرد افغان که به صورت گروهی به زنی در برابر چشمان شوهرش تعرض کرده بودند، با تایید حکم اعدام، به واحد اجرای احکام سپرده شد. این سه افغان در تحقیقات مقدماتی علاوه بر تجاوز به شاکی، تعرض به پنج زن دیگر را نیز گردن گرفته و گفته بودند همدست دیگری نیز دارند، اما عضو چهارم این باند که به افغانستان گریخته، هنوز دستگیر نشده است. این پرونده از روز 14 بهمن سال 88 به جریان افتاد و در آن روز مردی به نام یوسف با مراجعه به کلانتری مصطفی خمینی علیه چهار مرد متجاوز شکایت کرد. او ماجرا را اینطور شرح داد: «به همراه همسرم فرنگیس برای زیارت به سمت بهشت زهرا میرفتیم که متوجه دو مرد گالن به دست شدم.
آنها کنار جاده ایستاده بودند و از خودروهای عبوری کمک میخواستند. من برای دادن بنزین به آنها توقف کردم و در همین هنگام آن دو، همراه دو نفر دیگر در حالی که ساتور و چاقو در دست داشتند به من و فرنگیس حملهور شدند و ما را به جایی خلوت و پشت درختان کشاندند.» یوسف در ادامه گفت: «مهاجمان دست و پاهای من را بستند و به همسرم تعرض کردند، بعد پول، طلا و تلفنهای همراهمان را سرقت و فرار کردند.» پس از تشکیل این پرونده، کارآگاهان پلیس آگاهی تهران موظف به تحقیق در این رابطه شدند. آنها ابتدا زن جوان را مورد بازجویی قرار دادند. او با تکرار اظهارات شوهرش، گفت: «آن چهار نفر بسیار خشن بودند و به گریه و التماسهای من توجهی نکردند و مرا مورد آزار قرار دادند. آنها حتی از این صحنهها فیلم نیز تهیه کردند. من از ظاهر و لهجهشان فهمیدم آنها افغان هستند.»
بقیه در ادامه مطلب...